ذبيح الله صفا
1312
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
سلطان فرمود كه در ذات عين الملك هيچ شرارت نيست ، مردم او را برين داشته بودند . پس او را پيش طلبيد و اسپ و خلعت داده عملهاى بزرگ حواله نمود . » « 1 » اينها اطلاعاتى بود كه از زندگانى سياسى عين الملك ماهرو در دستست و نشان مىدهد كه او در عهد خود مصدر امور و وقايع مهمّ بود و در رديف بزرگترين رجال دربارى زمان قرار داشت . از مجموعهء منشآت او نيز اطلاعات سودمندى دربارهء خدمات ادارى و دربارى وى برمىآيد مثلا معلوم مىشود كه وى مدتى عهدهدار حكومت مولتان ، يعنى زادگاه خود ، بود و در نظم امور آن سامان و ترميم خرابيها كوشش بسيار كرد و طاغيان آن ديار را در ربقهء طاعت آورد از جملهء اشاراتى كه بدين موضوع دارد يكى اينست : « سال سوم است كه اين كهتر در ديار ملتان است ، همه ظاهر و باطن خود را براى اصلاح امورات ديار موقوف ساخته است و بجهد و طاعت در پيوسته ، اما چون كار اين ديار چه از عسرت وجوه دخل و فترات انصار و اعوان و چه از سبب تمرد و خرابى زمين از جهت افلاس رعايا و دهاقين . . . از دست رفته بود . . . حاليا بتدريج دست مىدهد و اندكاندك انتظام مىپذيرد . . . » « 2 » بهرحال عين الملك مدتى طولانى هم مصدر امور مهم بود و هم از منشيان بزرگ و ادباى زمان خود شمرده مىشد ، و نظرى بمجموعهء منشآت وى و ارتباطى كه با جماعتى از مشايخ و رجال علم و ادب زمان خود در هندوستان داشته اين نكته را آشكار مىسازد . شيوهء عين الملك در تحرير منشآتش همان شيوهء عمومى مترسّلان فارسى زبانست يعنى به كار بردن كلام مصنوع و مقرون بايراد امثال و اشعار عربى و فارسى و استفاده بىقيدوبند از لغات و تركيبات وافر تازى ؛ و ميزان تسلّط او در بيان مطالب خود بر زبانى چنين دشوار از مترسّلان ايرانى همعصر او كمتر نيست .
--> ( 1 ) - تاريخ فرشته ج 1 ص 248 - 249 ( 2 ) - انشاى ماهرو ص 88